ترجمه "bathrobe" به فارسی
رب دشامبر, رخت حمام, قدیفه (قطیفه) بهترین ترجمه های "bathrobe" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Come in, Lloyd, Flagg's lazy smiling face above a prosy blue checked bathrobe. ↔ تنبل و لبخند به لب چهره فلگ از بالای رب دشامبر شطرنجی آبی به اوگفت: لوید، بیا تو.
bathrobe
noun
دستور زبان
A robe usually made of terrycloth intended to be worn to preserve modesty when there is no immediate need to fully dress. [..]
-
رب دشامبر
Come in, Lloyd, Flagg's lazy smiling face above a prosy blue checked bathrobe.
تنبل و لبخند به لب چهره فلگ از بالای رب دشامبر شطرنجی آبی به اوگفت: لوید، بیا تو.
-
رخت حمام
-
قدیفه (قطیفه)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bathrobe " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bathrobe"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
ترجمه های "bathrobe" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه
She pulled her hankie out of her bathrobe pocket, coughed into it, sneezed into it, and muttered Shit!
مادر دستمالش را از جیب رب دو شامبرش بیرون آورد و در آن سرفه و سپس عطسه کرد. بعد زیر لب با صدایی نامشخص فحش داد
I mean, what kind of man is gonna sit around in his bathrobe all day, picking his nose
منظورم اينه کدوم مرديه که بشينه
in his bathrobe all day, picking his nose
توي لباس راحتيش کل روز دماغشو بالا ميکشه
Before eight a man came down to the beach in a blue bathrobe
پیش از ساعت هشت، مردی با ربدوشامبر آبی به ساحل آمد
No, I've got a bathrobe, Philomena.
نه ، لباس حمام دارم فيلومينا
she took off her bathrobe and followed.
رب دوشامبرش را درآورد و به دنبال پسرک پا در آب نهاد.
Really -- I work alone in my house, often in my bathrobe.
در حقیقت، من در خانه تنها کار می کنم، اغلب حولهی لباسی ام را پوشیده ام.
honey, youre wearing a bathrobe
عزیزم ، تو حوله حمام تنته
He draped himself grotesquely in his toweling bathrobe and a pink andwhite couch cover, and sat lumpishly in a wing chair.
خود را به طرز مضحکی در لباس حولهای حمامش و یک روتختی صورتی و سفید پیچید و لخت و بی حال در یک مبل راحتی فرو رفت.
do you have a bathrobe or a parka you could
تو كت يا پالتوي نداري بپوشي
Professor McGonagall, in a tartan bathrobe and a hair net, had Malfoy by the ear.
پروفسور مک گونگال که روبدوشامبر چهارخانهای به تن داشت و مویش را با تور بسته بود گوش مالفوی را گرفته بود
said Ron sleepily as Harry scrambled out of bed and pulled on his bathrobe.
رون با چشمهای خواب آلود از تختش پایین آمد، روبدوشامبرش را پوشید و گفت:
i don't know, maybe, like, a bald guy in a bathrobe
نمي دونم. يه مرد كچل كه لباس خواب پوشيده
I love this bathrobe.
من از اين ربدوشامبر خوشم مياد
that bathrobe you�re wearing belonged to papa
لباسي که پوشيدي قبلا مال بابا بود
They give you a shower cap... and body gel and bathrobes.
برات کلاه حموم هم گذاشتن... حوله و ژل بدن هم هست.
You're going to work in your bathrobe?
ميخواي با حوله حموم بري سر کار ؟
in a bathrobe?
كه لباس پوشيده باشه ؟
You want em fried or scrambled? Alice Underwood asked. She was in her bathrobe.
آلیس آندروود در حالیکه رب دو شامبر به تن داشت پرسید: نیمرو میخوای یا قاطی کنم؟
It was Hermione Granger, wearing a pink bathrobe and a frown.
آنها توانستند هرمیون گرنجر را ببینند که روبدوشامبر صورتی رنگی به تن داشت و اخمهایش را درهم کشیده بود.