ترجمه "batting" به فارسی
(پنبه یا پشم که نمدوار به هم فشرده و در زخم بندی و لایی لباس و لحاف به کارمی رود) لایی, پنبه حلاجی شده, پنبه لایه بهترین ترجمه های "batting" به فارسی هستند.
batting
noun
verb
دستور زبان
(sewing) cotton, wool, silk or synthetic material used to stuff the inside of a mattress, quilt etc [..]
-
(پنبه یا پشم که نمدوار به هم فشرده و در زخم بندی و لایی لباس و لحاف به کارمی رود) لایی
-
پنبه حلاجی شده
noun -
پنبه لایه
-
ترجمه های کمتر
- چوگان زدن
- چوگان زنی (مثلا در بیس بال)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " batting " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "batting" با ترجمه به فارسی
-
(عامیانه) خل · احمق · خفاشان · خفاشها · خفاشهاي خونآشام · خفاشهاي ميوهخوار · دسمودوس · کم عقل
-
خفاش دابنتن
-
خفاشان · خفاشها · خفاشهاي خونآشام · خفاشهاي ميوهخوار · دسمودوس
-
الوار · تخته
-
(بیس بال) درصد موفقیت در چوگان زنی · (عامیانه) میزان مهارت یا موفقیت در هر کاری
-
صف
-
خفاش بالبلند
-
خفاش بینیبرگهای ایرانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن