ترجمه "baulk" به فارسی
امتناع, پاگیری, بازدارنده بهترین ترجمه های "baulk" به فارسی هستند.
baulk
verb
noun
دستور زبان
(UK) In billiards, the area of the table lying behind the line from which the cue ball is initially shot, and from which a ball in hand must be played. [..]
-
امتناع
noun -
پاگیری
noun -
بازدارنده
noun
-
ترجمه های کمتر
- رجوع شود به balk
- مانع شونده
- منع کننده
- گله مرغ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " baulk " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن