ترجمه "bean" به فارسی
لوبیا, باقالا, حبوبات بهترین ترجمه های "bean" به فارسی هستند.
bean
verb
noun
دستور زبان
The seed pod of plants of several genera of Fabaceae. [..]
-
لوبیا
nounseed [..]
Well, I cut into your chest with an old bean can, my friend.
خب ، با یه کنسرو لوبیا کهنه سینه ت رو باز کردم دوست من.
-
باقالا
nounseed
-
حبوبات
But there are 35 to 40,000 different varieties of beans.
اما در حدود 35 تا 40،000 گونه ی مختلف حبوبات وجود دارد.
-
ترجمه های کمتر
- باقلا
- مغز
- تنبه
- قبه
- گوشمالی
- مخ
- سرزنش
- (امریکا - خودمانی - جمع) هیچ
- (امریکا - خودمانی) بر کله کوفتن
- (امریکا - خودمانی) کله
- (بیس بال) با توپ بر سر چوگان زن زدن
- (خودمانی - معمولا با: give) شکست
- (لوبیا سبز) نیام
- (گیاه شناسی) انواع گیاهان بنشن زا از تیره ی نخودها و جنس Phaseolus و Vigna و Dolichos که شامل گیاهان نخود و لوبیا و باقلاو بقولات دیگر می گردد
- توسری زدن
- رشته فرنگی
- غلاف خوراکی لوبیا سبز
- هر دانه ی لوبیا مانند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bean " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bean
proper
A surname. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Bean" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Bean در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "bean"
عباراتی شبیه به "bean" با ترجمه به فارسی
-
بوهينيا اسكولنتا · تیلوسما اسکولنتوم
-
باقلاها · باقلاي علوفهاي · لوبياهاي بزرگ و پهن · لوبياهاي پهن
-
ارباب لوبیا
-
لوبياهاي بوتهاي (فازئولوس)
-
(گیاه شناسی) لوبیای بته ای (انواع گیاهان لوبیای معمولی Phaseolus vulgaris که بته دارتر و پرپشت تر از گونه های دیگر لوبیا هستند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن