ترجمه "beast" به فارسی

جانور, حیوان, حيوان بهترین ترجمه های "beast" به فارسی هستند.

beast adjective verb noun دستور زبان

Any animal other than a human; usually only applied to land vertebrates. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جانور

    noun

    Don't dawdle, or the beasts will tear you limb from limb.

    جدي بگيرين ، وگرنه جانورها تيکه تيکه تون مي کنن.

  • حیوان

    noun

    Suddenly the great beast beat its hideous wings, and the wind of them was foul.

    ناگهان حیوان عظیمالجثه بالهای کریه اش را به هم کوفت و بادی که از آن برخاست متعفن بود.

  • حيوان

    The upshot is, I'm afraid, the wretched thing is now no use to man or beast.

    نتيجه اش اينکه ، متاسفانه ، اين شي تاسف بار نه فايده اي براي بشر داره نه حيوان.

  • ترجمه های کمتر

    • حیوانی
    • جانوری
    • دد
    • چارپا
    • ستور
    • جانداران
    • ǧānvar
    • ددمنشی
    • ḥayvān
    • ددمنش
    • جاندار
    • (در اصل) حیوان (در مقابل انسان)
    • آدم خشن و سبع
    • انسان حیوان خوی
    • حس و حرکت
    • هر حیوان بزرگ و چهارپا
    • ویژگی های حیوانی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " beast " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Beast proper

(Biblical) A figure in the Book of Revelation (Apocalypse), often identified with Satan and the Antichrist. [..]

+ اضافه کردن

"Beast" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Beast در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "beast" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "beast" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه