ترجمه "beauty" به فارسی

زیبایی, جمال, حسن بهترین ترجمه های "beauty" به فارسی هستند.

beauty adjective noun interjection دستور زبان

The property, quality or state of being "that which pleases merely by being perceived" (Aquinas); that which is attractive, pleasing, fine or good looking; comeliness. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زیبایی

    noun

    quality of pleasing appearance [..]

    A thing of beauty is a joy forever.

    یکی از ویژگی های زیبایی خرسندیِ همیشگی است.

  • جمال

    noun

    quality of pleasing appearance

    What thy beauty raised up thy deeds have laid low;

    آنچه جمال تو رشته بود اعمال تو پنبه کرد؛

  • حسن

    noun

    quality of pleasing appearance

    as though her lover would say more plainly that Marcela wore and deserved that of all human beauty.

    گویا عشق خواسته است بگوید که معشوق او در خور پادشاهی کشور حسن است.

  • ترجمه های کمتر

    • قشنگی
    • زیبائی
    • خوشگلی
    • مزیت
    • آرایشی
    • خوبی
    • زیبی
    • لعبت
    • مهوش
    • دلکشی
    • براز
    • جنبه ی خوب
    • روی خوش
    • زن خوشگل
    • زنان زیبا
    • صفت خوب و برجسته
    • صورت زیبا
    • ماه رو
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " beauty " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "beauty"

عباراتی شبیه به "beauty" با ترجمه به فارسی

  • کبوتر میوهخوار زیبا
  • خواب اضافی · خواب پیش از نیمه شب (که برخی معتقدند آرام بخش است) · قیلوله
  • زن زیبای درشت
  • خوشگل ها · زیباها · قشنگ ها
  • (حرف ندا) عالی ! · به به ! · جمیل · خوب · خوشگل · دلکش · زيبا · زیبا · عالی · قشنگ · قشنگہ · مه رو · نیک رو · نیکو
  • برهان زیبایی
  • آرایشگاه · آرایشگاه زنانه · سالن زیبایی
  • مسابقه ملکه زیبایی
اضافه کردن

ترجمه های "beauty" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه