ترجمه "bedding" به فارسی
رختخواب, چینمان, بسترش بهترین ترجمه های "bedding" به فارسی هستند.
bedding
noun
verb
دستور زبان
The textiles associated with a bed, e.g., sheets, pillowcases, bedspreads, blankets, etc. [..]
-
رختخواب
nounthe materials laid above the mattress of a bed for hygiene, warmth, to protect the mattress, and for decorative effect
She seldom, if ever, goes to bed before eleven.
او به ندرت یا هیچ گاه قبل از یازده به رختخواب می رود.
-
چینمان
-
بسترش
Then she gave up and sank back on the bed.
در این لحظه بود که دل کند و در بسترش فرو رفت.
-
ترجمه های کمتر
- شالوده
- چینه
- پایه
- (زمین شناسی) لایه
- باغچه ای
- تخت روان
- تشک و لحاف ملافه و غیره
- زیر ساز
- زیر کاری
- لایه ی زیرین
- مناسب کاشتن در باغچه
- کاه و غیره که چارپایان روی آن استراحت کنند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bedding " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bedding"
عباراتی شبیه به "bedding" با ترجمه به فارسی
-
(انگلیس) آپارتمان یک اتاقه · آپارتمانی که خوابگاه و اتاق نشیمن آن یکی باشد (bed-sitter و bed-sit هم می گویند)
-
روتختی · چادر شب
-
گیاهان بسترساز
-
ساس
-
روتختی
-
تشک پر (آکنده از پر)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن