ترجمه "bedfellow" به فارسی

همخواب, متحد, همکار بهترین ترجمه های "bedfellow" به فارسی هستند.

bedfellow noun دستور زبان

One with whom one shares a bed. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • همخواب

  • متحد

    adjective
  • همکار

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • هم بستر
    • هم خواب
    • هم پیمان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bedfellow " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "bedfellow" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه