ترجمه "beef" به فارسی

گوشت گاو, گاو پرواری, گاو بهترین ترجمه های "beef" به فارسی هستند.

beef adjective verb noun دستور زبان

(uncountable) The meat from a cow, bull or other bovines. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گوشت گاو

    noun

    meat from cattle

    Not by beef or by bread, are giants made or nourished.

    غولها با گوشت گاو و نان ساخته و پرورده نمیشوند.

  • گاو پرواری

    noun
  • گاو

    noun

    Not by beef or by bread, are giants made or nourished.

    غولها با گوشت گاو و نان ساخته و پرورده نمیشوند.

  • ترجمه های کمتر

    • اعتراض
    • شکایت
    • زورمندی
    • نیرو
    • (امریکا - عامیانه) گوشت یا عضله ی انسان
    • (خودمانی) شکایت کردن
    • (گاو و غیره) پروار کردن
    • اعتراض کردن
    • ذبح کردن
    • زور بدن
    • گوشت گاو جوان
    • گوشت گوساله
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " beef " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Beef
+ اضافه کردن

"Beef" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Beef در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "beef"

عباراتی شبیه به "beef" با ترجمه به فارسی

  • (انگلیس) رجوع شود به corned beef
  • گاو پرواری · گاو گوشتی ( در مقابل گاو شیری) · گاوهای گوشتی · گوشت گاو
  • فیله ی گاو که کمی برشته باشد و سپس در لایه ای از خمیر و غیره پیچیده شده و در فر طبخ گردد
  • نرگاو، نرگو
  • سوپ آبکی گوشت گاو (که مثل چای می خورند)
  • (امریکا) گوشت گوساله ی پروار (یک ساله یا دوساله) · گوشت گاو · گوشت گاو جوان
  • رجوع شود به boeuf bourguignon
  • فیله
اضافه کردن

ترجمه های "beef" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه