ترجمه "begrimed" به فارسی
نامرغوب, چرک, کرم خورده بهترین ترجمه های "begrimed" به فارسی هستند.
begrimed
adjective
verb
Simple past tense and past participle of begrime. [..]
-
نامرغوب
adjective -
چرک
adjective -
کرم خورده
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " begrimed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "begrimed" با ترجمه به فارسی
-
با گل (یا چیزهایی مثل روغن موتور و گریس و غیره) کثیف کردن · خاکی کردن · سیاه کردن · چرک کردن · چرکین کردن · کثیف کردن · گل الود کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن