ترجمه "behaviour" به فارسی
رفتار, اخلاق, آواگری بهترین ترجمه های "behaviour" به فارسی هستند.
behaviour
noun
دستور زبان
The way matter moves or acts. [..]
-
رفتار
nounTom did not consider that he was responsible for his brother's behaviour.
تام متوجه نبود که در قبال رفتار برادر اش مسئول است.
-
اخلاق
nounwhy should my modest behaviour and circumspection be blamed?
آیا گناه از اخلاق نجیبانه و از کف نفس من است؟
-
آواگری
-
ترجمه های کمتر
- رفتارشناسي
- ترس
- کردارها
- اعمال
- املای انگلیسی واژه ی : behavior
- بازتابهاي شرطيشده
- عادتها
- فرضيه رفتار
- کرده ها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " behaviour " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "behaviour" با ترجمه به فارسی
-
بازتاب فحلي · دگرجنسخواهی · دگرخواهی جنسی · رفتار جفتگيری · رفتار جنسی · رفتار فحلي · عشقبازي · همجنسخواهی
-
رفتار تولید مثلی
-
شناخت درمانی
-
رفتار تهاجمی · رفتار پرخاشگرانه
-
رفتار انسان · رفتار انسانی · نگرشها
-
رفتار قطبي · قطبیت
-
تحرك اجتماعي · رفتار اجتماعی · رفتار بازي · رفتار جمعي
-
تحرك اجتماعي · رفتار اجتماعی · رفتار بازي · رفتار جمعي · رفتار گروهي · چيرگي جانوران
اضافه کردن مثال
اضافه کردن