ترجمه "being" به فارسی

وجود, بود, جوهر بهترین ترجمه های "being" به فارسی هستند.

being noun conjunction verb دستور زبان

Present participle of be. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وجود

    noun

    the state or fact of existence [..]

    There's a small possibility that Tom will be arrested.

    احتمال کوچکی وجود دارد که تام دستگیر شود.

  • بود

    noun

    From the time he was a small boy, Tom knew that he wanted to be a policeman.

    تام از زمانی که پسر کوچکی بود، میدانست که می خواهد یک پلیس شود.

  • جوهر

    noun

    while the account number would invariably be in black.

    و شماره حساب هم مسلما با جوهر سیاه.

  • ترجمه های کمتر

    • بودن
    • چون
    • موجود
    • هستی
    • موجودیت
    • شخصیت
    • مخلوق
    • جاندار
    • کمال
    • سازمان
    • سازواره
    • فرتاش
    • هستومند
    • (وجه وصفی معلوم فعل : to be)
    • ترکیب موجود زنده
    • موجود زنده
    • هست
    • هستن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " being " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Being
+ اضافه کردن

"Being" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Being در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "being" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "being" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه