ترجمه "beldam" به فارسی
ساحره, عجوزه, مادربزرگ بهترین ترجمه های "beldam" به فارسی هستند.
beldam
noun
دستور زبان
Alternative spelling of beldame. [..]
-
ساحره
noun -
عجوزه
: therefore, Sam, order the beldame forward.
پس، به آن عجوزه بگو بیاید اینجا، سام.
-
مادربزرگ
noun
-
ترجمه های کمتر
- پیرزن
- (مهجور) مادر بزرگ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " beldam " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "beldam" با ترجمه به فارسی
-
ساحره · سلیطه · عجوزه · مادربزرگ · مکاره · پیرزن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن