ترجمه "belgian" به فارسی

بلژیکی, وابسته به کشور بلژیک و مردم و فرهنگ آن بهترین ترجمه های "belgian" به فارسی هستند.

belgian
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بلژیکی

    The Belgian took both shots in the chest, one of them in the lungs.

    هر دو گلوله به سینه مرد بلژیکی اصافت کرد و یکی ازآنها به ریهاش خورده بود.

  • وابسته به کشور بلژیک و مردم و فرهنگ آن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " belgian " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Belgian adjective noun proper دستور زبان

A person from Belgium or of Belgian descent. [..]

+ اضافه کردن

"Belgian" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Belgian در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "belgian" با ترجمه به فارسی

  • سگ گله ی بلژیکی (که درشت و سیاه است)
  • اشتر
  • کنگوی بلژیک (مستعمره ی بلژیک در افریقا که پس از 0691 تحت نام زئیر مستقل شد)
  • (جانور شناسی) خرگوش بلژیکی (Oryctolagus cuniculus)
اضافه کردن

ترجمه های "belgian" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه