ترجمه "bell" به فارسی
زنگ, ناقوس, زنگوله بهترین ترجمه های "bell" به فارسی هستند.
A percussive instrument made of metal or other hard material, typically but not always in the shape of an inverted cup with a flared rim, which resonates when struck. [..]
-
زنگ
nounsignal at a school [..]
The door bell has rung.
زنگ در به صدا درآمد.
-
ناقوس
nounsound-making device
He thought he heard the sweet distant sound of bells.
میپنداشت که آواز نرم و دوردست ناقوس را میشنود.
-
زنگوله
percussive instrument
How exactly am I supposed to find this bell anyway?
دقیقا چطوری قراره این زنگوله رو پیدا کنم ؟
-
ترجمه های کمتر
- انگلیسی
- بل
- زوزه
- استکانی
- (جمع) آلت موسیقی متشکل از استوانه هایی که با چکشک چوبی به آن می زنند
- (مانند ناقوس) به تدریج فراخ شدن
- (کشتیرانی) زنگی که هر نیم ساعت به صدا در می آید
- الکساندر گراهام بل (مخترع امریکایی تلفن)
- به زنگ مجهز کردن
- به شکل زنگ
- به شکل ناقوس درآوردن
- رجوع شود به chimes
- رجوع شود به glockenspiel
- زنگ اخبار
- زنگ دیس
- زنگ یا زنگوله بستن به
- زوزه کشیدن
- صدای زنگ
- صدای طولانی و عمیق (مثل صدای تازی در پی شکار)
- مدت نیم ساعت
- ناقوس مانند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bell " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A Scottish and northern English surname for a bell ringer, bellmaker, or from someone who lived "at the Bell (inn)" [..]
"Bell" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Bell در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "bell"
عباراتی شبیه به "bell" با ترجمه به فارسی
-
زنگوله
-
به شکل زنگ
-
(گیاه شناسی) سرخ بر (Heuchera sanguinea تیره ی Saxifragaceae که گل های سرخ یا سپید زنگوله سان می دهد - coral-bells هم می نویسند)
-
(گیاه شناسی) گل ناقوس (Campanula medium)
-
اتاقک زیرآبی (که دارای لوله ی هوارسانی بوده و غواصان در آن کار می کنند)
-
زنگ
-
کلاه زنگوله دار (که دلقک ها و حاجی فیروزها می پوشند)
-
خوشگل ترین یا محبوب ترین زن · دختر یا زن خوشگل · سوگلی · ماه مجلس · مه رو