ترجمه "benchmark" به فارسی

محک, نقاط مبنا بهترین ترجمه های "benchmark" به فارسی هستند.

benchmark verb noun دستور زبان

A standard by which something is evaluated or measured. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • محک

    noun

    To do that we've got a bit of a performance benchmark.

    برای انجام اون چیزی که ما باهاش نمایش رو محک میزنیم

  • نقاط مبنا

    point with known height used in surveying when levelling

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " benchmark " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Benchmark

Benchmark (surveying)

+ اضافه کردن

"Benchmark" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Benchmark در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "benchmark" با ترجمه به فارسی

  • شغل نمونه
  • ارزیابی وضع موجود · الگو گیری · الگوبرداری · محک زنی، مقایسه برای محک زنی – بهینه کاوی – الگوبرداری
  • محک زنی
اضافه کردن

ترجمه های "benchmark" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه