ترجمه "benediction" به فارسی
برکت, آمرزش, بخشش بهترین ترجمه های "benediction" به فارسی هستند.
benediction
noun
دستور زبان
A short invocation for divine help, blessing and guidance, usually after a church worship service. [..]
-
برکت
nounbeige grass of the Great Northwest, stretching to the sky like a benediction.
بژ شمال غربی عظیم همچون دعای خیر و برکت به آسمان دست میداد و شادی.
-
آمرزش
-
بخشش
noun
-
ترجمه های کمتر
- (در خاتمه ی مراسم نیایش در کلیسا) درخواست بخشش از خداوند
- دعای برکت
- دعای خیر
- نیک سخن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " benediction " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "benediction" با ترجمه به فارسی
-
اسم خاص مذکر · بندیکت مقدس (St. Benedict of Nursia, A.D. 480- c. 543) · تازه داماد (به ویژه کسی که مدت ها مجرد بوده است) · روت بندیکت (مردم شناس امریکایی) · نو داماد · پاپ بندیکت پانزدهم (229 · پاپ بندیکت چهاردهم (857
-
(آشپزی - تخم مرغ آب پز و ژامبون در میان دولایه نان برشته شده) تخم مرغ بندیکت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن