ترجمه "beneficent" به فارسی
نیکوکار, بشردوست, نیکومنش بهترین ترجمه های "beneficent" به فارسی هستند.
beneficent
adjective
دستور زبان
Given to acts that are kind, charitable, philanthropic or beneficial. [..]
-
نیکوکار
who is horribly beneficent and extraordinarily honourable.
که مخصوصی به طور عجیبی نیکوکار و شریف هستند
-
بشردوست
adjective -
نیکومنش
-
ترجمه های کمتر
- سودبخش
- نافع
- صاحب کرم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " beneficent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "beneficent" با ترجمه به فارسی
-
(نظام فئودالیته) زمینی که در مقابل کار برای ارباب اجاره شده است · درآمد موقوفات · لطف · منصب کلیسایی (از محل درآمد موقوفات) دادن · منصب کلیسایی (که هزینه ی آن از موقوفات تامین می شود)
-
احسان · دستگیری از بینوایان · نیکوکاری · نیکی · کرم
-
لطف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن