ترجمه "benjamin" به فارسی

بنیامین, (انجیل) بنیامین, اسم خاص مذکر (مخفف : Ben و Benny) بهترین ترجمه های "benjamin" به فارسی هستند.

benjamin noun دستور زبان

A balsamic resin from the bark of Styrax trees used in perfumes, incense, and medicine; benzoin resin. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بنیامین

    proper

    He even offered to become a slave in Benjamin’s place.

    حتی حاضر شد که خود جای بنیامین برده شود.

  • (انجیل) بنیامین

  • اسم خاص مذکر (مخفف : Ben و Benny)

  • بنجامین (کوچکترین فرزند حضرت یعقوب)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " benjamin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Benjamin noun proper دستور زبان

(US, slang) A US$100 bill, which bears a portrait of Benjamin Franklin. Often used in the plural form to indicate large sums of money. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بنیامین

    proper

    male given name [..]

    He even offered to become a slave in Benjamin’s place.

    حتی حاضر شد که خود جای بنیامین برده شود.

  • بنجامین

    proper

    male given name

    Benjamin was the oldest animal on the farm, and the worst tempered.

    بنجامین از دیگر حیوانات مزرعه پیرتر و بدعنق تر بود.

عباراتی شبیه به "benjamin" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "benjamin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه