ترجمه "benthic" به فارسی
دریابن, وابسته به اعماق اقیانوس بهترین ترجمه های "benthic" به فارسی هستند.
benthic
adjective
دستور زبان
Pertaining to the benthos; living on the seafloor, as opposed to floating in the ocean. [..]
-
دریابن
-
وابسته به اعماق اقیانوس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " benthic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "benthic" با ترجمه به فارسی
-
ته دریا
-
محيط زيست كرانهاي · محیط زیست کفزی · منطقه كفزي · منطقه كفزي ژرف
-
دریابن · محيط زيست كرانهاي · محیط زیست کفزی · منطقه كفزي · منطقه كفزي ژرف
-
محيط زيست كرانهاي · محیط زیست کفزی · منطقه كفزي · منطقه كفزي ژرف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن