ترجمه "berlin" به فارسی

برلین, برلن, (گاهی با B بزرگ) کاموای پشمی و نرم (Berlin wool هم می گویند) بهترین ترجمه های "berlin" به فارسی هستند.

berlin noun دستور زبان

A four-wheeled carriage with a separate sheltered seat behind the body. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برلین

    proper

    geographic terms (below country level)

    i mean, when we met, you said you would only be in berlin for one week

    منظورم اینه، وقتی همدیگه رو دیدیم، تو گفتی فقط یک هفته تو برلین هستی.‏

  • برلن

    The Berlin cabinet cannot express a feeling of alliance, without expressing.

    کابینه برلن نمیتواند عقیده خود را درباره اتحاد بیان نماید بدون اظهارنظر...

  • (گاهی با B بزرگ) کاموای پشمی و نرم (Berlin wool هم می گویند)

  • ترجمه های کمتر

    • ایروینگ برلین (آهنگساز امریکایی - متولد روسیه)
    • شهر برلین (پایتخت آلمان)
    • کالسکه ی چهارچرخه ای که در عقب آن رکابی برای ایستادن یک مستخدم وجود دارد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " berlin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Berlin proper noun دستور زبان

The capital city of Germany. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برلین

    proper

    capital city of Germany

    We worked for the same firm in Berlin.

    با هم برای یه سازمان تو برلین کار میکردیم.

  • برلن

    capital city of Germany

    The Berlin cabinet cannot express a feeling of alliance, without expressing.

    کابینه برلن نمیتواند عقیده خود را درباره اتحاد بیان نماید بدون اظهارنظر...

  • brlyn

  • ترجمه های کمتر

    • برلين شرقي
    • برلين غربي

تصاویر با "berlin"

عباراتی شبیه به "berlin" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "berlin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه