ترجمه "betterment" به فارسی

بهبود, بهسازی, اصلاح بهترین ترجمه های "betterment" به فارسی هستند.

betterment noun دستور زبان

An improvement. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بهبود

    noun

    For as long as it took him to get better.

    آن هم تا هر زمانی که احساس بهبود کند.

  • بهسازی

  • اصلاح

    noun

    I consider that no service degrades which can better our race.

    من معتقدم هر شغلی که بتواند برای اصلاح جامعه بشری مفید باشد نمیتوان آن را حقیر دانست.

  • ترجمه های کمتر

    • نیکباش
    • بهتری
    • (حقوق) ترقی قیمت ملک در اثر افزودن به ساختمان یا تعمیرات اساسی
    • هزینه استهلاک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " betterment " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "betterment" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "betterment" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه