ترجمه "beyond" به فارسی
فرا, بعد از, ورای بهترین ترجمه های "beyond" به فارسی هستند.
beyond
noun
adverb
adposition
دستور زبان
Further away than. [..]
-
فرا
further away than
Most people have a limit they won't go beyond.
بيشتر آدما يه محدوديتهايي دارن که پا رو فراتر نميزارن
-
بعد از
adpositionEast of the river are the mountains, and beyond them the hinterland.
مشرق رودخانه، کوهستانی است و بعد از آن پشت کوه قرار دارد.
-
ورای
My eyes see beyond the surface of so many things.
چشمای من ورای پوسته های زیادی رو میبینه
-
ترجمه های کمتر
- آنطرف
- ماورا
- (از نظر امکان یا ادراک) گذشته از
- (از نظر زمان) دیرتر
- آن سوتر
- آن سوی
- آن طرف تر
- افزون بر
- در پس
- پس از
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " beyond " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Beyond
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Beyond" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Beyond در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "beyond" با ترجمه به فارسی
-
پس از مرگ
-
فراسوی نیک و بد
-
آن سوی نامرئی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن