ترجمه "biggest" به فارسی
بزرگترین ترجمه "biggest" به فارسی است.
biggest
adjective
Superlative form of big. [..]
-
بزرگترین
adjectiveThe biggest wolf, the black one, growled sharply.
بزرگترین گرگ، که سیاه رنگ بود، غرش گوش خراشی کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " biggest " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "biggest" با ترجمه به فارسی
-
من همیشه مدیون تو هستم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن