ترجمه "bigness" به فارسی
بزرگی, گندگی بهترین ترجمه های "bigness" به فارسی هستند.
bigness
noun
دستور زبان
The characteristic of being big. [..]
-
بزرگی
nounThere was a big fire near my house last night.
آتش سوزی بزرگی نزدیک خانه من دیشب اتفاق افتاد.
-
گندگی
And so you had to carry that big bag in order to take a little lunch along, eh?
یه ناهار مختصر کیف دستی به اون گندگی رو میخواست چیکار، ها؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bigness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bigness" با ترجمه به فارسی
-
(نجوم) دب اکبر · خرس بزرگ · هفتاورنگ مهین
-
(عامیانه) شخص یا چیز نیرومند و غنی (و اغلب سلطه گرای) · آقابالاسر
-
قسمت پنجم
-
استقرار یکباره · مهبانگ
-
زن زیبای درشت
-
(امریکا) پارک ملی بیگ بند (خم بزرگ) در تگزاس (0003 کیلومتر مربع) · پارک ملی بیگ بند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن