ترجمه "bilateral" به فارسی
دوجانبه, دو طرفه, دوطرفه بهترین ترجمه های "bilateral" به فارسی هستند.
bilateral
adjective
noun
دستور زبان
having bilateral symmetry [..]
-
دوجانبه
adjectiveInvolving both sides equally.
It's clear that bilateral cooperation is essential.
روشن است که همکاری دوجانبه لازم است.
-
دو طرفه
We've been working on the programming for bilateral activation.
ما ميتونيم رو برنامه ي فعال سازي دو طرفه هم کار کنيم
-
دوطرفه
I was born with bilateral retinoblastoma,
من با تومور شبکیه چشم دوطرفه متولد شدم،
-
ترجمه های کمتر
- متقابل
- دوسویه
- دوطرف
- دوگانه
- دوجانبه ، متقابل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bilateral " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bilateral" با ترجمه به فارسی
-
دوجانبه
-
قرارداد دوجانبه
-
انحصار دوجانبه · انحصار مضاعف دوجانبه
-
دوجانبه
-
جریان دوطرفه
-
ازدوسو · ازدوطرف
-
حساب دو جانبه
-
بازرگانی دوطرفه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن