ترجمه "bilge" به فارسی
خن, مانداب, منجلاب بهترین ترجمه های "bilge" به فارسی هستند.
bilge
verb
noun
دستور زبان
(nautical) The rounded portion of a ship's hull, forming a transition between the bottom and the sides. [..]
-
خن
-
مانداب
-
منجلاب
-
ترجمه های کمتر
- لجن
- (خودمانی) حرف چرند
- (گاهی به صورت جمع) پایین ترین بخش درون کشتی
- ته کشتی
- خمیدگی یا انحنای بشکه
- خمیدگی یا انحنای دیواره ی تحتانی کشتی
- شکم بشکه
- صدمه زدن به یا خوردن به ته کشتی (به طوری که آب وارد آن شود)
- فاضلابی که در کف کشتی جمع می شود
- نوشته ی بی ارزش
- کوژی ته کشتی
- گنداب (bilge water هم می گویند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bilge " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bilge"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن