ترجمه "bilk" به فارسی

اغفال کردن, فریب دادن, مغبون کردن بهترین ترجمه های "bilk" به فارسی هستند.

bilk verb noun دستور زبان

(transitive) To frustrate or disappoint; to deceive or defraud by not fulfilling an obligation; to leave in the lurch. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اغفال کردن

    verb
  • فریب دادن

    verb
  • مغبون کردن

  • ترجمه های کمتر

    • گول زدن
    • فریواندن
    • متقلب
    • کلاهبردار
    • دغل
    • (از گیر کسی) فرار کردن
    • (در پرداخت دیون و غیره) طفره رفتن
    • آدم شارلاتان
    • بی نتیجه گذاردن
    • تقلب کردن
    • دوری کردن
    • زخمی کردن
    • زیرقول و قراری زدن
    • سرباز زدن
    • شانه خالی کردن
    • ناامید کردن
    • ناکام کردن
    • هیچ کردن
    • کلاهبرداری کردن
    • گرفتار شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bilk " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "bilk" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه