ترجمه "billy" به فارسی

باتون, همدم, برادر بهترین ترجمه های "billy" به فارسی هستند.

billy noun دستور زبان

A billy club. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • باتون

    noun
  • همدم

    noun
  • برادر

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • چوبدستی
    • کدین
    • کدینه
    • چماق
    • (استرالیا) قوطی یا کتری (برای پخت و پز در هوای آزاد)
    • باتون پاسبان ها
    • بز نر
    • مخفف نام
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " billy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Billy proper

A diminutive of the male given name William. [..]

+ اضافه کردن

"Billy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Billy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "billy" با ترجمه به فارسی

  • برادر · بز · بز نر · تگه · شاک · مخفف نام · نره بز · همدم · کل
  • باتون · برادر · مخفف نام · همدم
  • بیلی آیدل
  • اسم خاص مذکر و مونث (مخفف William است) (Billy هم می نویسند)
  • بز
  • بیلی دکید (یاغی امریکایی)
  • بیلی وایلدر
  • بیلی هالیدی
اضافه کردن

ترجمه های "billy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه