ترجمه "biogeography" به فارسی
زیستگیتاشناسی, زياگيتاشناسي, گياهگيتاشناسي بهترین ترجمه های "biogeography" به فارسی هستند.
biogeography
noun
دستور زبان
(uncountable) The study of the geographical distribution of living things [..]
-
زیستگیتاشناسی
-
زياگيتاشناسي
-
گياهگيتاشناسي
-
ترجمه های کمتر
- (بخشی از زیست شناسی که با توزیع و گسترش جغرافیایی گیاهان و جانداران سر و کار دارد) زیست جغرافی
- جغرافیای جانوری
- جغرافیای زیستی
- جغرافیای گیاهی
- زیست گیتا شناسی
- گيتاشناسي جانوري
- گیتاشناسی گياهي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " biogeography " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن