ترجمه "biology" به فارسی
بیولوژی, زیستشناسی, زیست شناسی بهترین ترجمه های "biology" به فارسی هستند.
biology
noun
دستور زبان
The study of all life or living matter [..]
-
بیولوژی
nounstudy of living matter
Because we believe that it's not biology; it's culture.
ما معتقدیم که تفاوت اساسی ما در بیولوژی نیست در فرهنگ است.
-
زیستشناسی
nounstudy of living matter [..]
He is working in the field of biology.
او در زمینهی زیستشناسی کار میکند.
-
زیست شناسی
I've always hated biology.
من همیشه از زیست شناسی متنفر بودم.
-
ترجمه های کمتر
- علم الحیات
- علوم زيستي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " biology " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "biology" با ترجمه به فارسی
-
اقيانوسشناسي زيستي · اکولوژی دریایی · بوم شناسی دریایی · بیولوژی دریا · زيستشناسي دريايي · زیست شناسی دریایی · زیستشناسی دریا · زیستشناسی دریایی
-
جانورشناسی · زيستشناسي جانوري · علوم جانوري
-
فلسفه زیستشناسی
-
زيستشناسي شیلات · زیستشناسی آبزیپروری
-
زیستشناسی جنگلداری
-
(بخشی از زیست شناسی که با ترکیب و ویژگی ها و کارهای ملکول های یاخته های زنده سروکار دارد) زیست شناسی ملکولی · بیولوژی مولکولی · زیستشناسی مولکولی
-
زیستشناسی دستگاهها
-
زیستشناسی بقا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن