ترجمه "biometric" به فارسی

زیستسنجانه, سنجش بیولوژیکی, واحد بیولوژیکی بهترین ترجمه های "biometric" به فارسی هستند.

biometric adjective

Of, pertaining to or using biometrics [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زیستسنجانه

    اندازهگیری و ثبت ویژگیهای انسانی، از قبیل اثرانگشت و چشمها و ... جهت تشخیص هویت

  • سنجش بیولوژیکی

  • واحد بیولوژیکی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " biometric " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "biometric" با ترجمه به فارسی

  • حسگر بیولوژیکی
  • (شاخه ای از زیست شناسی که با بررسی آمار و تحلیل ریاضی سر و کار دارد) زیست سنجی · بررسی بیولوژیکی · زیستسنجشی
  • گذرنامه بیومتریک
اضافه کردن

ترجمه های "biometric" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه