ترجمه "bipolar" به فارسی
دوقطبی, متضاد, متقابل بهترین ترجمه های "bipolar" به فارسی هستند.
bipolar
adjective
noun
دستور زبان
Involving both extremes (poles) at the same time. [..]
-
دوقطبی
which scores them high on the bipolar checklist.
که در فهرست دوقطبی به اونا امتیاز بالایی میده.
-
متضاد
-
متقابل
-
ترجمه های کمتر
- (در مورد عقیده و سیاست وشخصیت و غیره) مخالف هم
- (وابسته به هر دو قطب کره ی زمین) شمالگانی و جنوبگانی
- دارای دو قطب
- دو سرانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bipolar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bipolar" با ترجمه به فارسی
-
یاختههای دوقطبی
-
داشتن دو قطب · وضعیت دو قطبی
-
ترانزیستور دو قطبی با درگاه عایقشده
-
ترانزیستور پیوندی دوقطبی
-
اختلال دوقطبی
-
نظام دو قطبی
-
اختلال دوقطبی
-
ترانزیستور پیوند نامتناجس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن