ترجمه "birch" به فارسی

توس, غان, بتولا بهترین ترجمه های "birch" به فارسی هستند.

birch verb noun adjective دستور زبان

any of various trees of the genus Betula, native to countries in the northern hemisphere. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • توس

    noun

    tree

    I went to my first bag with the birch. I pulled the bag off.

    رفتم سراغ اولین کیسه توسم. کیسه را از روی توس برداشتم.

  • غان

    tree

    They gathered a whole basketful of mushrooms; even Lily found a birch mushroom.

    یک زنبیل پر از قارچ جمع کردند، حتی لیلی یک قارچ غان یافت.

  • بتولا

  • ترجمه های کمتر

    • (گیاه شناسی)
    • ترکه ی قان (که برای تنبیه و چوب زدن به کار می رفت)
    • توس (درخت)
    • جنس توس
    • جنس غان
    • قان (از جنس Betula و خانواده ی birch)
    • وابسته به انواع درختان قان (غان یا توس یا سندر) از تیره ی Betulaceae و راسته ی Fagales که دو لپه ای می باشند(birchen هم می گویند)
    • چوب زدن
    • چوب قان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " birch " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Birch
+ اضافه کردن

"Birch" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Birch در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "birch"

عباراتی شبیه به "birch" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "birch" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه