ترجمه "bishop" به فارسی

اسقف, فیل, سکوبا بهترین ترجمه های "bishop" به فارسی هستند.

bishop verb noun دستور زبان

A high ranking official in the Catholic church who governs a diocese, or a similar official in other denominations and religions. (Occasionally abbreviated as Bp. when used as a title.) [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسقف

    noun

    church official, supervisor of priests and congregations [..]

    When he talks, he says that a bishop ought to be so.

    وقتیکه صحبت میکند میگوید یک اسقف باید چنین باشد.

  • فیل

    noun

    chess piece [..]

    He takes one of my pawns with a bishop, exposing my queen.

    او یکی از سربازهای من را با یک فیل میزند و رو در روی مهره وزیرم قرار میگیرد.

  • سکوبا

    church official, supervisor of priests and congregations

  • ترجمه های کمتر

    • سرکشیش
    • osqof
    • (شطرنج) فیل
    • الیزابت بیشاپ (شاعر امریکایی)
    • مشروب الکلی حاوی شراب پرت و آب پرتقال و قرنفل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bishop " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bishop noun proper دستور زبان

Alternative letter-case form of [i]bishop[/i], particularly as a title or term of address. [..]

+ اضافه کردن

"Bishop" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Bishop در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "bishop"

عباراتی شبیه به "bishop" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bishop" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه