ترجمه "blabber" به فارسی

رازگشا, خبرچین, فضول بهترین ترجمه های "blabber" به فارسی هستند.

blabber verb noun دستور زبان

to run one's mouth in such a way as to (inadvertently/unintentionally) spoil a surprise [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رازگشا

  • خبرچین

  • فضول

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • مخبر
    • (عامیانه)
    • آدم دهان لق یا یاوه گو
    • حرف مفت زدن
    • دهان لقی کردن
    • فضولی کردن
    • پرگویی کردن
    • گستاخی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " blabber " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "blabber" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه