ترجمه "black" به فارسی
سياه, سیاهپوست, سیاه بهترین ترجمه های "black" به فارسی هستند.
(of an object) absorbing all light and reflecting none; dark and colourless. [..]
-
سياه
adjective nouncolour/color [..]
Render him to some black hole from which he will never return.
بندازيمش تو يه گودالِ سياهي که هيچوقت نتونه ازش بياد بيرون.
-
سیاهپوست
adjective nounperson [..]
Many a black and brown seeker after arms in Europe has had that trick played on him.
خیلی از افراد سیاهپوست وقهوهای پوست که در اروپا به دنبال اسلحه بودند، این بلا به سرشان آمده.
-
سیاه
adjective noundarkest color, resulting from the absence or complete absorption of light. Like white and grey, it is an achromatic color, literally a color without hue
Suddenly everything went black and I lost consciousness.
یک دفعه همه چیز سیاه شد و من بی هوش شدم.
-
ترجمه های کمتر
- زنگی
- سیاهی
- تاريك
- siåh
- مشکی
- تاریک
- تیره
- کثیف
- ظلمانی
- دوده
- saah
- قاچاق
- خبیث
- بد
- پنهان
- مرکبی
- siyâh
- جگرسوز
- دیزه
- شبدیز
- چرکین
- خفیه
- زیانبخش
- مضر
- زننده
- مهم
- (به طور کنایه دار یا دردآور) فکاهی
- (در مورد قهوه) بدون شیر یا خامه
- (گاهی با B بزرگ) سیاهپوست
- آدم سیاه
- بی نور
- جامه ی عزا 1
- حزن انگیز
- دوده زدن 3
- سیاه مالی کردن
- سیاه کردن 2
- شرم آور
- غم آور
- لباس سیاه
- نهان 0
- واکس زدن
- وحشت بار
- کالای قاچاق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " black " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A surname. [..]
-
سیاهپوست
nounMany a black and brown seeker after arms in Europe has had that trick played on him.
خیلی از افراد سیاهپوست وقهوهای پوست که در اروپا به دنبال اسلحه بودند، این بلا به سرشان آمده.
تصاویر با "black"
عباراتی شبیه به "black" با ترجمه به فارسی
-
(گیاه شناسی) کاج میلاد سیاه · صنوبر سیاه (نوعی کاج نوئل به نام لاتین Picea mariana که بومی باتلاق های سردسیری امریکای شمالی است) · نوئل سياه · پيسئا نيگرا · پیسئا ماریانا
-
کاکایی صخرهنشین پاسیاه
-
اردک سوتزن سیاهنوک
-
(پزشکی) · استفراغ خونی (در اثر تب زرد) · تب زرد
-
فریباماهی سیاه
-
کاکایی نوکسیاه
-
سار پرسیاه
-
صدفخوار سیاه