ترجمه "blackball" به فارسی

بجز, (در اصل) گوی یا مهره ی سیاه که در رای گیری به عنوان رای منفی یا گاهی وتو تلقی می شد, به استثنا بهترین ترجمه های "blackball" به فارسی هستند.

blackball verb noun دستور زبان

a rejection, a vote against admitting someone [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بجز

    noun
  • (در اصل) گوی یا مهره ی سیاه که در رای گیری به عنوان رای منفی یا گاهی وتو تلقی می شد

  • به استثنا

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • رای مخالف دادن (به ویژه در مورد پذیرش کسی به عضویت باشگاه یا سازمانی)
    • رای مخفی برضد شخص یا چیز
    • محل نگذاشتن به
    • مطرود کردن
    • منفی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " blackball " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "blackball" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه