ترجمه "blackmail" به فارسی
شانتاژ, باج, تهدید بهترین ترجمه های "blackmail" به فارسی هستند.
(archaic) A certain rate of money, corn, cattle, or other thing, anciently paid, in the north of England and south of Scotland, to certain men who were allied to robbers, or moss troopers, to be by them protected from pillage. [..]
-
شانتاژ
payment of money exacted by means of intimidation [..]
-
باج
I told him if you were willing to blackmail someone once, chances are you'd done it before.
بهش گفتم اگه بخواي باج گيري کني کلاهمون بدجوري مي ره تو هم.
-
تهدید
nounWell, I'll make the call for you and end this little blackmail.
خب, من یه تماس برات میگیرم و این تهدید رو برات از بین میبرم
-
ترجمه های کمتر
- رشوه
- ارعاب
- اخاذى
- (در اصل) پولی که راهزنان مرز اسکاتلند می گرفتند تا مسافران را نچاپند
- (پولی که در ازای افشا نکردن رازی گرفته شود) باج سبیل
- باج خواهی
- باج سبیل
- باج سبیل گرفتن
- باج گرفتن
- حق السکوت
- حق السکوت گرفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " blackmail " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Blackmail (1929 film)
"Blackmail" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Blackmail در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "blackmail" با ترجمه به فارسی
-
اخاذ · باج سبیل خور · کلاش