ترجمه "blandish" به فارسی
نوازش کردن, (به انجام کاری) تشویق کردن, ترغیب کردن بهترین ترجمه های "blandish" به فارسی هستند.
blandish
verb
دستور زبان
(transitive) to persuade someone by using flattery; to cajole [..]
-
نوازش کردن
verb -
(به انجام کاری) تشویق کردن
-
ترغیب کردن
-
ترجمه های کمتر
- ریشخند کردن
- زبان چرب و نرم به کار بردن
- شیره مالی کردن
- چاپلوسی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " blandish " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "blandish" با ترجمه به فارسی
-
نوازش کننده · چاپلوس
-
(معمولا جمع) ترغیب · تملق · ریشخند · زبان چرب و نرم · شیره مالی · لاوه · نواخت · نوازش · چاپلوس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن