ترجمه "blastment" به فارسی
انفجار, بادخوردگی, تاثیرونفوذ انفجار بهترین ترجمه های "blastment" به فارسی هستند.
blastment
noun
دستور زبان
(archaic) A sudden strike or injury; a pernicious thing. [..]
-
انفجار
noun -
بادخوردگی
-
تاثیرونفوذ انفجار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " blastment " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن