ترجمه "bleary-eyed" به فارسی
دارای چشمان قی کرده و تار (در اثر پرخوابی یا بی خوابی), گرفته چشم (bleareyed هم می گویند) بهترین ترجمه های "bleary-eyed" به فارسی هستند.
bleary-eyed
adjective
دستور زبان
Tired, because of lack of sleep, and having blurred or reddened eyes. [..]
-
دارای چشمان قی کرده و تار (در اثر پرخوابی یا بی خوابی)
-
گرفته چشم (bleareyed هم می گویند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bleary-eyed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن