ترجمه "bleeder" به فارسی

حجام, خونروشگر, خونگیر بهترین ترجمه های "bleeder" به فارسی هستند.

bleeder noun دستور زبان

A person who is easily made to bleed, or who bleeds in unusually large amounts, particularly a hemophiliac. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حجام

  • خونروشگر

  • خونگیر

  • ترجمه های کمتر

    • (الکترونیک) مقاومت اضافی (که کارعمده اش تخلیه ی خازن پر ولتاژ است)
    • آدم دارای خونروش
    • مبتلا به خونریزی
    • هموفیل دار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bleeder " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bleeder" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bleeder" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه