ترجمه "blockade" به فارسی

محاصره, محاصره کردن, بستن بهترین ترجمه های "blockade" به فارسی هستند.

blockade verb noun دستور زبان

The physical blocking or surrounding of a place, especially a port, in order to prevent commerce and traffic in or out. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • محاصره

    noun

    Don't think there's any way we can challenge that blockade directly, do you?

    یعنی فکر می کنی هیچ راهی نیست که با اون محاصره مقابله کنیم ؟

  • محاصره کردن

    verb

    the allied forces are effectively blockading jol bon's border

    نيروهاي متحد خيلي مصمم در حال محاصره کردن مرز جول بون هستند

  • بستن

    verb

    My battalion has an order to blockade the government quarter and place you under arrest.

    گردان من دستور بستن ارتباط و و دستگيريه شما رو داره

  • ترجمه های کمتر

    • بندان
    • دریابند
    • مانع
    • شهربند
    • انسداد
    • خجالت دادن
    • دریابند کردن
    • راه بندان
    • سد راه
    • شرمسار شدن
    • قرار گرفتن
    • محاصره ی دریایی بندر(های) دشمن
    • محاصره ی زمینی یا هوایی
    • مسدود کردن
    • نیروی محاصره کننده
    • هر عملی که موجب بازداری و انزوای دشمن شود (مثل قطع پروازهای هوایی یا وسایل ارتباطی و تحریم اقتصادی)
    • هر گونه بازدارگر رزمی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " blockade " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "blockade" با ترجمه به فارسی

  • محاصره
  • (شخص یا کشتی) محاصره شکن · فرار کننده از لابلای نیروهای محاصره کننده
اضافه کردن

ترجمه های "blockade" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه