ترجمه "blue ribbon" به فارسی
(در مسابقات و نمایشگاه های کالا و غیره) نشان ممتاز بودن, روبان آبی, روبان آبی رنگ (به ویژه روبان نشان انگلیسی garter) بهترین ترجمه های "blue ribbon" به فارسی هستند.
blue ribbon
adjective
noun
دستور زبان
The highest honor or or prize awarded in some competitions and contests. [..]
-
(در مسابقات و نمایشگاه های کالا و غیره) نشان ممتاز بودن
-
روبان آبی
symbol of high quality
that a blue ribbon, be it ever so beautiful
روبان آبی هر قدر هم که قشنگ باشد
-
روبان آبی رنگ (به ویژه روبان نشان انگلیسی garter)
-
نشان برتری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " blue ribbon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "blue ribbon" با ترجمه به فارسی
-
(عامیانه) بهترین در نوع خود · اعلاترین · برگزیده · ممتازترین · هیئت داوران (دارای بالاترین صلاحیت ها از نظر تحصیل و تجربه)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن