ترجمه "blueprint" به فارسی

نقشه, طرح, بلوپرینت بهترین ترجمه های "blueprint" به فارسی هستند.

blueprint verb noun دستور زبان

A type of paper-based reproduction process producing white-on-blue images, used primarily for technical and architecture's drawings, now largely replaced by other technologies. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نقشه

    According to my holographic blueprint, this device meets all required specifications for space travel, approximately.

    براساس اين نقشه ي طرح اوليش ، اين وسيله اين چيزارو لازم داره

  • طرح

    noun

    So to our blueprint, we stick on some sticky pads.

    بنابر این در طرح مان چند پد چسبنده هم می چسبانیم.

  • بلوپرینت

    document reproduction produced by using a contact print process on light-sensitive sheets

    Blueprint came out 2001.

    بلوپرینت سال 2001 تموم شد

  • ترجمه های کمتر

    • برنامه کار
    • برنامه ی کار را ریختن
    • طرح کلی
    • طرح کلی ساختن
    • نقشه کلی
    • چاپ آبی
    • چاپ اوزالید
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " blueprint " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Blueprint
+ اضافه کردن

"Blueprint" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Blueprint در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "blueprint"

اضافه کردن

ترجمه های "blueprint" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه