ترجمه "bluff" به فارسی

بلوف, لافیدن, توپ زدن بهترین ترجمه های "bluff" به فارسی هستند.

bluff adjective verb noun دستور زبان

A high, steep bank, as by a river or the sea, or beside a ravine or plain; a cliff with a broad face. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بلوف

    act of bluffing

    There was no hint of bluff in his eyes.

    در چشمهایش هیچ نشانهای از اینکه بلوف میزند دیده نمیشد.

  • لافیدن

    to make a bluff

  • توپ زدن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • لاف
    • توپ
    • چاخان
    • چاخان - دروغ
    • لافنده
    • گشادبازی
    • سراشیب
    • قمپز
    • جسور
    • (پوکر) دست خود را از آنچه هست بهتر وانمود کردن
    • آدم خشن و رک ولی دوست داشتنی
    • آدم لاف زن
    • بلوف زدن
    • بلوف زن
    • تهدید دروغین کردن
    • سنگ بارو
    • صخره دیوار
    • صخره ی دیواره مانند (معمولا در کنار رود یا دریا و غیره) سنگ پوز
    • هارت و پورت
    • وعده ی دروغین دادن
    • پرتگاه کنار رودخانه
    • پهنه کوه
    • گشادباز (bluffer هم می گویند)
    • گول زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bluff " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bluff proper

The southernmost town in the South Island of New Zealand, and seaport for the Southland region.

+ اضافه کردن

"Bluff" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Bluff در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "bluff"

عباراتی شبیه به "bluff" با ترجمه به فارسی

  • توپ زدن
  • بی پردگی · درشتی · سادگی
  • شهر کاونسیل بلافز (در غرب ایالت آیوا - امریکا)
اضافه کردن

ترجمه های "bluff" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه