ترجمه "blusterous" به فارسی

دادوبیدادکن, غوغایی, پرباد بهترین ترجمه های "blusterous" به فارسی هستند.

blusterous adjective دستور زبان

tending to bluster; blustering [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دادوبیدادکن

  • غوغایی

    he had seemed the most wonderful man in the world, this blustering father who carried her before him on his saddle when he jumped fences

    شگفتانگیزترین مرد جهان، پدر غوغایی خود را میدید که او را جلوی زین نشانده از روی پرچینها میپرید.

  • پرباد

    adjective
  • لاف زن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " blusterous " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "blusterous" با ترجمه به فارسی

  • (باد) سخت وزیدن · با حرارت و خشونت سخن گفتن · با صدا وزیدن · به رخ کشیدن · رجز خواندن · زورگویی کردن · سر و صدا راه انداختن · لاف زدن · هارت و پورت کردن · وزش (شدید و با صدا) · پرسروصدا بودن · پهلوان پنبه · گزاف · گزافه گویی کردن
  • پرباد
اضافه کردن

ترجمه های "blusterous" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه