ترجمه "bo" به فارسی

بو, پيپول, شعبه بهترین ترجمه های "bo" به فارسی هستند.

bo noun interjection دستور زبان

(martial arts) A quarterstaff, especially in an oriental context. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بو

    noun

    where are ma ri, oh yi, and hyeop bo?

    ما ري، اوه يي، هيوپ بو، اونها كجا هستند؟

  • پيپول

  • شعبه

  • ترجمه های کمتر

    • انجير هندي
    • انجیر معابد
    • بوی بدن
    • فیکوس رلیژیوزا
    • گیشه فروشی (سینما و غیره)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bo proper

A male given name in occasional use since the 1970s. [..]

+ اضافه کردن

"Bo" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Bo در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

BO noun proper دستور زبان

Initialism of body odor. [..]

+ اضافه کردن

"BO" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای BO در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "bo" با ترجمه به فارسی

  • بوس گرونيانس · غژگاوها · پفاگوس گرونيانس
  • بوس بانتنگ
  • بام بام · صدای بنگ (مثلا صدای رها شدن فنر)
  • بوس جاوانيكوس
  • بانتنگ · بوس بانتنگ · بوس جاوانيكوس
  • بو (درخت) · درخت انجیر مقدس (که بودایی ها معتقدند در زیر آن گاتاما از الهام الهی برخوردار شد)
  • گاوان · گله گاو
  • بوس گرونيانس
اضافه کردن

ترجمه های "bo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه