ترجمه "boarding" به فارسی
پانسیون, (جمع) تخته ها, الوار سبک بهترین ترجمه های "boarding" به فارسی هستند.
boarding
noun
verb
دستور زبان
Present participle of board. [..]
-
پانسیون
nounThen she would have to be sent to the boarding school
سپس میبایست او را در پانسیون گذاشت
-
(جمع) تخته ها
-
الوار سبک
-
ترجمه های کمتر
- تخته بندی
- تخته کوبی
- ساختمان چوبی
- سوار شدن
- سواری (در کشتی و هواپیماو ترن و اتوبوس و غیره)
- پوشش تخته ای
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " boarding " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "boarding"
عباراتی شبیه به "boarding" با ترجمه به فارسی
-
هیات استاندارد های حسابداری مالی
-
سنجه ی اندازه گیری تخته و الوار (معادل تخته ای به طول و عرض یک فوت و قطر یک اینچ)
-
نیمچه. [چ َ]. (ا. فا). شمشیر کوتاه، تفنگ کوتاه (رشیدی) (جهانگیری) (آنندراج ) (برهان قاطع نیمچه) (جوامع الحکایات از فرهنگ فارسی معین). در انگلیسی: boarding sword, cutlass short, broad sabr
اضافه کردن مثال
اضافه کردن